تعبیر خواب
تفسیر خواب با استفاده از تکنیک مدرن تحلیل داستانی 
اخبار روز

صبح عازم کار شدم. دیگر ذهنم در دیدن، ورزیدگی بیشتری پیدا کرده است. ابتدا زن جوانی توجه ام را جلب کرد. پوشش سیاهش در قسمت سینه ها به صورت بافت خوش دوختی به رنگ سبز تیره بود. سوار اتوبوس شدم. در ابتدای ایستگاهی، اتوبوس خواست شروع به حرکت کند که فریاد زنی به گوش رسید: آقا می خوام پیاده شوم! ترمز اتوبوس باعث دو اتفاق هم زمان شد. مردی تعادلش را از دست داد و پای چپم را بدجور لگد کرد. برگشت و عذرخواهی کرد و با لبخندی بسیار دوستانه گفتم اشکالی ندارد. (برای اولین بار بود که واکنش کاملی نشان می دادم، معمولا رفتارم خشک تر بود.) اما در همان زمان، توجه ام به قسمت زن ها جلب شد. گویا زنی که قصد پیاده شدن داشته زمین خورده بود و یکی از خانم ها با نارحتی می گفت: طوریتان که نشده است؟

هنوز اتوبوس به راه نیفتاده بود که دوباره ترمز کرد. راننده با عصبیت به مسافری می گفت پیاده شود و مسافر هم دستش را به حالت پرخاشگری بالا برد. با خودم گفتم یعنی چه؟

در زیر بارانی که بی امان می بارید، به سمت محل کارم می رفتم. به میانه کوچه رسیده بودم که دیدم آب باران از راه پله شره کرده است. خواستم مسیر را عوض کنم، ولی به عادت ایرانی های عجول گفتم بی خیال، از کنارش رد می شوم.

در سرابالایی بعد از پله ها زنی و مردی به فاصله در حال رفتن بودند. هر دو میان سال و باسن های درشتشان را عقب داده بودند. مشغول فکر کردن بودم.

در فروشگاه برای خرید چیزی برای صبحانه ایستادم. یکی از فروشنده ها که چهارچشمی به من زل زده بود، گفت: آقا، چترتان کف فروشگاه را حسابی آبیاری کرده است. کف فروشگاه را مقوا پوش کرده بودند. گفتم: شما راه حلی نشان دهید تا همان را انجام دهم؟ نمی شود که چتر را بیرون فروشگاه آویخت!

پیام رویا در همینجا تکمیل شد:

در جامعه متعامل کنونی، کنترل نفس در برابر محرک های بیرونی امری لازم است.

ما نمی توانیم به زن بگوییم جسم خود را مفقود کند، نمی توانیم به مسافر بگوییم مرتب نگاه کند که آیا راننده می خواهد بدون خبر راه بیفتد یا نه یا نمی توانیم از او انتظار داشته باشیم شکایت نکند، ناخواسته پای آدم را لگد نکند؛ اما می توانیم انتظار داشته باشیم حضور محرک های بیرونی را بپذیریم و تلاش کنیم نفسمان را از واکنش ناسوده به آن ها باز داریم.

من می توانستم با کمی خود داری از مسیر دیگری به محل کارم بروم و راننده می توانست در این روز بارانی مراعات بیشتری کند. فروشنده نیز می توانست در این روز خاص کمی چشم پوشی داشته باشد و با احترام بیشتری با مشتری روبرو شود. مشکل اینجاست که ما نفسمان را همانند موجود هاری در جامعه رها کرده ایم و انتظار داریم دیگران به گونه ای رفتار کنند که ما کاری به آن ها نداشته باشیم.

چنین دیدگاهی را به وضوح درباره تجاوز به زنان شاهد هستیم. قاضی دادگاه با وقاحت می گوید، این خود زن ها هستند که عامل تجاوز را تحریک می کنند؟!!...

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 8:51 ] [ afkar222 ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

ارسال خواب

خوابهایتان را در بخش «ارسال خواب» سایت پندار نو (Pendarno.ir) بگذارید.
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت